قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
443
درة التاج ( فارسى )
آنست - كى طلب كنى آن جيز را كى حمل كنند بر حدّين يا حدّين را حمل كنند بر آن - از ذاتيات بأسرها ، و عرضيات ، - و ذاتيات عرضيات « [ و عرضيات ] » آن « [ و ] » عرضيات ذاتيات و اوساط متناهى است لا محاله ، بس اگر بيابى در محمولات موضوع مطلوب آن جيز را - كى صالح باشذ « ( مر ) » موضوعيت محمول - مطلوب را - قياس تو از شكل اوّل صحيح باشذ ، و اگر بيابى آنج صالح محمول طرفين باشذ - درست شود از ثانى . - و اگر صالح موضوع طرفين باشذ - درست شود از ثالث . - و اگر در موضوعات موضوع مطلوب بيابى آنج صالح محمول محمول مطلوب بوذ از رابع درست شود : خواه حمل - يا وضع در موجبه باشذ ، يا سالبه - بحسب مطلوبات تو « 1 » و شخصى را حمل نكنند ، و در علوم طلب نكنند . و برين قياس كن اگر مطلوب متصلى يا منفصلى باشذ - بعد از آنك مقدم طبيعى « ( را ) » و آن در متصله است : يا وضعى و آن « [ در ] » منفصله است - در حكم موضوع [ ( كنى ) ] ، و تالى طبيعىّ را در متصله - يا وضعى را در منفصله - در حكم محمول . و لزوم - و عناد - و آنج مشابه ايشان است در حكم حمل ايجابىّ - و لا لزوم و لا عناد در حكم حمل سلبىّ و خافى نشود بر تو اكتساب قياس - جون استثنائى باشذ . تعليم دهم « 2 » در تحليل قياس و آن بتلخيص حدود « [ و ] » مقدمات باشذ - از زوائد ، و نظر در اشتراك بعضى مقدّمات - با بعضى ، و با مطلوب ، - تا مطلع شوند بر تأليف هر قياسى از آن . و از آن جهت محتاج اين شدند - كى : نه هر نتيجه در علوم حجت آن را بر نظمى مستقيم ايراد مىكنند ، يعنى بر هيئت يكى از اشكال -
--> ( 1 ) - بوذ - اصل . ( 2 ) - دهم از مقالت ششم - م .